محمدمحمد، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

محمد فرشته ی آسمانی

تولد گل پسرم

1390/12/8 10:53
نویسنده : مامان مریم
190 بازدید
اشتراک گذاری

نفس مامان و باباوقتی به اتاق عمل رفتم به خاطرشرایطی که حاکم بود مجبورشدم که برای عمل سزارین بی حسی ازکمربه پایین بگیرم ، کمی استرس داشتم ولی همه چیزخوب پیش می رفت تااینکه دکترمتوجه شدکه بندناف 3دوربه دورگردن پسرعزیزم  پیچیده ، و لی باتلاش زیاد خانم دکتر نجمیه سعادتی ودرد فراوانی که کشیدم فسقلی به دنیااومد

زمانی که فسقلی روتواتاق عمل نشونم دادن ،به دلیل خستگی عمل و دردزیاد نتونستم چهرشوخوب ببینم و راستش رو بخوایبن حسی نسبت بهش نداشتم واین موضوع آزارم میداد تااینکه به ریکاوری رفتم ومنتظرشدم تا بتونم پاهاموتکون بدمتابه بخش منتقل بشم ،ولی توریکاوری که بودم همسرم اومد کنارم تادیدمش آرامش خاصی رو بهم داد که ازش ممنونم ،بعدعکس محمد رونشونم داد وگفت شبیه مادر بزرگته ...........یادش بخیر

تقریباساعت 9شب بودکه به بخش منتقل شدم و اونجا بود که پسرم برای اولین بار شیرخورد و حس عجیبی بهم دست داد وتازه فهمیدم که چقدر دوسش دارم و عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشششششقققققققششششششششم

 

نفس مامان وبابا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

عمه معصوم
7 اسفند 90 12:23
وای که چه روز سختی بود ..... من مدام با بابا عبدالله و خاله زینب تلفنی صحبت میکردم طفلکی خاله سر کار بود و کلی نگران.... همگی تو سالن انتظار دعا میکردیم اول مامانی سالم باشه و بعد هم گل پسرمون که به لطف خدا هم همیتطور شد و یه باره دیگه خدا دل خانواده خان بابایی رو شاد کرد ورود گرمت به خانوادمون مبارک باشه...